گربه ناراحت _ داستانی برای کنترل کردن خشم و مشورت گرفتن از بزرگترها

زمان تقریبی مطالعه 3 دقیقه

داستان گربه ناراحت

✅هدف از قصه امشب کنترل کردن خشم و مشورت گرفتن از بزرگترها هست. امیدواریم کودکان شما از این قصه ای که ابرکودک آماده کرده لذت ببرند.

 

شروع داستان گربه ناراحت:

باغ بزرگی بود پر از حیوونای مهربون با شکل ها و اندازه ها و رنگهای مختلف ، حیوونای بزرگتر مشغول ساختن لونه یا پیدا کردن غذا بودن و حیوونای کوچیکتر هم به اونا کمک میکردن اما اونا هم برای خودشون کار داشتن و کار اونا بازی کردن بود. اگه به طور اتفاقی از کنار باغ رد میشدین حتما صدی بلند و قهقهه اونا رو میشنیدین و میدیدین که چقدر از بازی با همدیگه لذت میبرن. ممکن بود گوشه ای از باغ ، خوک رو ببینین که با فیل کوچولو قایم موشک بازی میکنن و گوشه دیگه اسب کوچولو ، زرافه کوچولو و اردک کوچولو رو که با هم والیبال بازی میکنن و اونا دسته ای از حیوونای شاد و خوشحال بودن.

یه روزی گربه کوچیکی با خانواده اش به این باغ بزرگ اومدن و همون روز اول گربه کوچولو به همه جای باغ سر زد تا دوستای جدیدش رو ببینه. اون توپ بزرگ براقی داشت که هر وقت اون رو به هوا پرتاب میکرد یا با پا بهش ضربه میزد صداهای خنده داری از اون شنیده میشد. گربه کوچولو در حالی که توپش تو دستش بود به این طرف و اون طرف میدوید تا بقیه حیوونای کوچیک رو ببینه و اونا هم کنجکاو بودن که گربه کوچولو رو بشناسن. زرافه با لبخند به گربه گفت: بیا با هم والیبال بازی کنیم. گربه با خوشحالی گفت: باشه. اونا یه مدتی با هم بازی کردن تا اینکه گرمشون شد و خسته شدن و نشستن تا یه کمی آب بخورن و استراحت کنن. بعد از اینکه خنک شدن ، زرافه گفت: میشه با توپت والیبال بازی کنیم؟ توپ قشنگیه. گربه گفت که دوست نداره کسی با اون بازی کنه. زرافه گفت: پس اجازه بده اون رو ببینم و دستش رو دراز کرد تا توپ براق رو برداره اما قبل از اینکه زرافه اون توپ رو بگیره ، گربه پای زرافه رو چنگ زد و زرافه شروع کرد به گریه کردن. خراش پاش اون رو اذیت میکرد و زرافه گفت: دیگه باهات بازی نمیکنم. گربه با بی اعتنایی شونه هاش رو بالا انداخت و گفت: چه اهمیتی داره ، بقیه حیوونا با من بازی میکنن و بعد هم توپش رو برداشت و به خونه رفت.

روز بعد گربه دوباره با توپ براقش به باغ بزرگ اومد تا با حیوونا دیگه بازی کنه ، اون میدونست که زرافه ازش ناراحته. بنابراین از زرافه نخواست که باهاش بازی کنه و به جای اون به اردک گفت: میخوای با من بازی کنی؟ اردک که دیده بود که چطوری زرافه رو اذیت کرده بود ، گفت: نه من نمیخوام باهات بازی کنم چون دوستات رو اذیت میکنی. گربه شونه هاش رو بالا انداخت و گفت: اصلا مهم نیست ، بقیه حیوونا با من بازی میکنن. وقتی که گربه از اسب پرسید که آیا باهاش بازی میکنه یا نه که اونم گفت: نه. بعد گربه پیش فیل رفت و پرسید که آیا میخواد با توپ براق اون بازی کنه؟ فیل و خوک با هم گفتن: ما باهات بازی نمیکنیم چون دوستات رو اذیت میکنی ، گربه خیلی ناراحت شد اما هیچ کاری نمیتونست بکنه.

روزها میگذشت و گربه کوچولو حیوونای دیگه رو تماشا میکرد که با هم بازی میکردن ، خیلی خسته و کسل شده بود. توپ براقش هم هیچ کمکی برای شاد کردنش نمیکرد ، آخه وقتی کسی نیست که بشه توپ رو براش انداخت و باهاش بازی کرد پس داشتن این توپ براق هیچ فایده ای نداره. بالاخره یه روز پیش زرافه و حیوونای دیگه رفت و گفت که از کاری که انجام داده متاسف و ناراحته و دلش میخواد که دوباره بتونه با زرافه و حیوانای دیگه بازی کنه اما زرافه گفت تا وقتی که جغد دانا نگه که بازی با اون کار درستی هست اونا باهاش بازی نمیکنن. گربه پیش جغد دانا رفت و همه چیز رو براش تعریف کرد و جغد با دقت به حرف هاش گوش داد و با چشمای گرد و درشتش به گربه نگاه کرد و گفت: به نظر میرسه متوجه شدی که کار اشتباهی کردی اما این کافی نیست. حالا باید یاد بگیری که هر وقت ناراحت شدی چی کار کنی ، گربه با دقت به حرف های جغد دانا گوش میداد چون واقعا از اینکه زرافه بیچاره رو اذیت کرده بود متاسف بود و میخواست با بقیه حیوونا دوباره بازی کنه. گربه پرسید: چی کار باید بکنم؟ جغد براش توضیح داد که بعضی وقتا از اینکه دیگران کارهایی انجام میدن که ما دوست نداریم و ناراحت میشیم به جای صدمه زدن به اونا میتونیم باهاشون صحبت کنیم. میتونیم بگیم به خاطر کارهایی که انجام دادن از اونا ناراحت هستیم و با همدیگه اون جریان یا مشکل رو با صحبت کردن حل کنین. گربه گوش میداد و سر پر موش رو تکون میداد و به نظر میرسید که دیگه یاد گرفته بود ، جغد معلم خوبی بود. جغد بهش گفت: حالا یه چیز جدید و مفید یاد گرفتی و میتونی بری و با دوستات بازی کنی. گربه کوچولو هم با خوشحالی رفت پیش دوستاش و تا غروب با توپ براق با هم بازی کردن و کلی بهشون خوش گذشت.

 

0
برچسب ها :
نویسندگان سایت اَبَرکودک
نوشته شده توسط نویسندگان سایت اَبَرکودک
نویسندگان سایت اَبَرکودک سعی دارند با نوشتن مقالات ارزشمند شما عزیزان را در جهت تعلیم و تربیت فرزندانتان یاری کنند. برای اینکه با مدیر سایت ابرکودک آشنا شوید کافیه است اینجا کلیک کنید.

دیدگاه شما

5 × 2 =

بدون دیدگاه