شکست کودکان و راهکارهای آموزش برخورد کودک با شکست

زمان تقریبی مطالعه 8 دقیقه

چگونه کودکان شکست میخورند ؟ شکست کودکان در مسائل روزمره یک مساله طبیعی است خصوصا زمانی که انها به مدرسه میروند . در دوران مدرسه تقریبا تمام کودکان شکست را تجربه می کنند. این شکست میتواند از نظر علمی و درسی باشد یا سایر موارد دیگر. در این مقاله ابرکودک به بررسی موضوع شکست کودکان خواهیم پرداخت. همراه ابرکود تا انتهای مقاله باشید.

 

شکست کودکان

یک پژوهشگر مشاهدات خود را درباره کودکان چه در مدرسه و چه در بازی انجام می دهد تا روشهایی را که سیستم آموزشی سنتی ما جوانان ما را برای عدم موفقیت مقدم می سازد ، شناسایی کند. کودکان در درجه اول به دلیل ترس ، حوصله و گیج شدن شکست می خورند. شکست کودکان رخ میدهد اما نباید مدرسه عامل آن باشد. این ، همراه با راهبردهای اشتباه تدریس و یک محیط مدرسه که از واقعیت و یادگیری واقعی جدا است ، منجر به یک سیستم مدرسه ای می شود که میل ذاتی کودکان را از بین می برد. این یعنی اینکه سیستم آموزشی ما از اصل و بنیاد مشکل دارد.

 

شکست کودکان و راهکارهای آموزش برخورد کودک با شکست

 

الف ) عوامل ایجاد شکست کودکان

1- ترس از عدم موفقیت:

مدارس فضای ترس را ایجاد می کنند – ترس از شکست و ترس از تحقیر ، ترس از عدم پذیرش – که به شدت بر ظرفیت دانش آموزان برای رشد فکری تأثیر می گذارد. انگیزه بیرونی – جوایزی مانند نمرات و ستاره های طلایی – ترس کودکان از عدم امتحان و عدم پذیرش از بزرگسالان در زندگی خود را تقویت می کند. دانش آموزان به جای یادگیری محتوای واقعی دروس ، یاد می گیرند که چگونه از خجالت خودداری کنند. این فضای ترس نه تنها عشق کودک را به یادگیری فروکش می کند و کنجکاوی بومی خود را سرکوب می کند ، بلکه او را از ترسیدن فرصت ها و خطرات ناشی از آن که ممکن است برای یادگیری واقعی لازم باشد ، می ترساند.

 

2- بی حوصلگی

بی حوصلگی به عنوان یکی دیگر از موانع اصلی ، انگیزه ذاتی کودک برای یادگیری و عشق او به یادگیری را مسدود می کند. قبل از مدرسه رفتن ، کودکان احساس راحتی می کنند مواردی را که مورد علاقه آنها است کشف و کشف کنند. اما وقتی کودک به بخشی از سیستم مدرسه مدرن ما تبدیل شود ، هم نهادها و هم والدین ناآگاهانه آموزش کودک خود را خراب می کنند. مدارس خواستار این هستند که کودکان کارهای خسته کننده و مکرر را انجام دهند که به طیف گسترده ای از توانایی های آنها تقاضاهای محدودی می کند. چنین خواسته هایی ممکن است برای منافع یا نیازهای کودک خاص مناسب باشد یا نباشد.

مدارس آموزش و پرورش سیستمی را ارائه می دهند ، که کودکان را وادار می کند

به خاطر پاداش های کوچک و تحقیرآمیز شرارت کنند نه اینکه عشق ذاتی خود را در یادگیری پرورش دهند ، که این امر می تواند به تقویت هدایا و استعدادهای فردی آنها کمک کند. در عوض مجبور کردن فرزندانمان به سازگاری با سیستم که باعث می شود آنها یادگیری را یک کار ترسناک و دردناک را در نظر بگیرند.

 

شکست کودکان و راهکارهای آموزش برخورد کودک با شکست

 

3- سردرگمی عامل شکست کودکان

کودک پس از ثبت نام در مدرسه ، اغلب خود را پیدا می کند که به او چیزهایی آموزش داده می شود که با آنچه از والدین یا سایر بزرگسالان آموخته است متناقض است. علاوه بر این ، بزرگسالان در مدرسه با او بسیار متفاوت از افراد در خانه رفتار می کنند. این سردرگمی وقتی بیشتر تشدید می شود که کودکی که در خانه به او آموزش داده می شود که کنجکاوی یک چیز مثبت و ستودنی است ، به دلیل مسخره کردن و تحقیر هم معلمان و هم دانش آموزان دیگر برای پرسیدن سؤال روبرو می شود. از طریق تحقیقات خود ، هولت مشاهده کرده است که بیشتر کودکان – عمدتا از ترس چنین تمسخراتی – تا ده سالگی از سؤال خودداری می کنند.

 

۴- یادگیری واقعی:

“یادگیری واقعی” لزوما با تسلط بر اصول خواندن ، نوشتن ، و حساب بدست نمی آید بلکه در مواردی اتفاق می افتد که کودک برای توسط هدایا و استعدادهای خود ترغیب شود. هر متخصص نظرات مختلفی در مورد آنچه باید در برنامه درسی کودک وجود داشته باشد دارد و علاوه بر این بخش اعظم آنچه در مدارس ما آموزش داده می شود منوط به زمانی است که کودکان باید این دانش را در زندگی واقعی بکار گیرند.

این اعتقاد کودکان را تقویت می کند که :

هیچ اطلاعاتی وجود ندارد که همه کودکان باید بیاموزند.

به نقل از نویسنده تربیت کودکان:

مکان مناسب و بهترین مکان برای کودکان برای یادگیری هر آنچه که نیاز دارند.

یا می خواهند بدانند مکانی است که :

تا همین اواخر تقریباً همه کودکان آن را یاد گرفته اند

 

شکست کودکان و راهکارهای آموزش برخورد کودک با شکست

 

5- استراتژی ها: استراتژی های فعلی تدریس ترس از آن ایجاد می کند

تحقیر در کودکان ، و بیشتر از آنکه برای رفع نیازهای خود انجام دهند ، به جوانان آسیب برساند. چنین ترس دانش آموزان را به سمت ایجاد استراتژی های مختلف مقابله ای یا مکانیسم های دفاعی – مضحک کردن ، عمل کردن به شکلی که آنها نمی فهمند ، بیش از حد مشتاقانه عمل می کنند ، بنابراین از آنها خواسته نمی شود ، و غیره – برای طفره رفتن از مطالبات مطرح شده توسط بزرگسالان ، یا جلوگیری از در مقابل همسالان خود تحقیر می شوند.

 

بین آنچه که کودکان واقعاً می دانند ، و آنچه که آنها فقط از آن می دانند ، تفاوت زیادی وجود دارد. بجای یادگیری مطالب درسی ، کودکان یاد می گیرند چگونه با کمترین میزان خجالت ، سؤالات معلم را با کمترین سؤال انجام دهند یا چگونه زنده بمانند. تقریباً همه کارهایی که در مدارس انجام می دهیم باعث می شود کودکان به جای پاسخگو بودن با محوریت کودکان ، نه اینکه مسئولیت محور باشند ، که سهواً آنها را از مهارت های لازم برای عملکرد در دنیای واقعی محروم می کند.

 

شکست کودکان و راهکارهای آموزش برخورد کودک با شکست

 

ب ) از زمان تولد تا سن سه سالگی

کودکان “ظرفیت فوق العاده ای برای یادگیری ، درک و آفرینش” دارند. بزرگسالان – یا از طریق اعمال خودشان ، یا با بیش از حد تصریح کردن اعمال فرزندانشان – بیشتر این ذهنیت را نابود می کنند و ظرفیت خلاق بیشتر اوقات ، ما با ترساندن فرزندان خود این ظرفیت را از بین می بریم. ترس از اشتباه بودن. امتحان هولت از سیستم آموزشی فعلی ما یک مطالعه مهم و بصیرت است ، و این ما را وادار می کند تا بیشتر درسی را که می خواهیم ناخواسته در اختیار جوانان خود قرار دهیم ، با دقت بیشتری بررسی کنیم. بیشرین میزان ذاتی کودکان دریادگیری از تولد تا سه سالگی رخ میدهد. این گفته یکی از محققان اروپایی است که البته دقیقا مشخص نیست تا چه حد درست باشد. این سن روی شکست کودکان در آینده تاثیر زیادی دارد.

 

 

پ ) کودکان چگونه شکست می خورند؟

بیشتر کودکان در مدرسه شکست می خورند.

برای خیلی ها این شکست ناچیز و مطلق است.

نزدیک به چهل درصد از کسانی که دبیرستان را شروع می کنند قبل از اتمام تحصیل ترک می کنند.

در حقیقت بسیاری دیگر اگر به نام خود نباشند در واقع شکست می خورند آنها تحصیلات خود را فقط به این دلیل انجام می دهند که ما توافق کرده ایم که آنها را از طریق نمرات و مدارس بیرون بیاوریم ، خواه آنها چیزی را بدانند یا نه. تعداد بسیار زیادی از این کودکان وجود دارد که ما فکر می کنیم.

در کلاسهای ما حتی بچه هایی که نمیتوانند امتحان دهند وارد کلاس بعدی می شوند.

اما معنای مهمتری وجود دارد که : تقریباً در تمام کودکان شکست میخورند:

به جز تعداد انگشت شماری ، که ممکن است دانش آموزان خوبی باشند یا نباشند.

آنها متولد شده اند و در طول دو یا سه سال اول زندگی آنها کاملاً استفاده کرده اند.

 

شکست کودکان و راهکارهای آموزش برخورد کودک با شکست

 

چرا آنها شکست می خورند؟

آنها شکست می خورند زیرا می ترسند ، حوصله و گیج می شوند.

آنها بیش از هر چیز از ناامیدی یا ناامیدی و نارضایتی بسیاری از بزرگسالان مضطرب در اطراف خود می ترسند که امیدها و انتظارات بی حد و حصر از آنها بر سرشان مانند ابر آویزان است. آنها حوصله دارند زیرا کارهایی که در مدرسه به آنها گفته می شود بسیار ناچیز ، بسیار کسل کننده است ، و چنین طیف های محدود و باریکی را در طیف گسترده ای از هوش ، قابلیت ها و استعدادهای خود ایجاد می کنند. آنها سردرگم هستند زیرا بیشتر کلماتی که در مدرسه بر آنها می ریزد ، کم و بیش بی معنی است. غالباً با چیزهای دیگری که به آنها گفته شده مغایرت دارد و به سختی تا به حال هیچ ارتباطی با آنچه که آنها واقعاً می دانند – با الگوی خشن واقعیتی است که در ذهن خود دارند.

 

شکست کودکان و راهکارهای آموزش برخورد کودک با شکست

 

پاسخ به سوالات

این شکست جمعی چگونه رخ می دهد؟

واقعاً در کلاس چه می گذرد؟

این کودکانی که از انجام کار خود کوتاهی می کنند چیست؟

در سرشان چه می گذرد؟

چرا آنها از ظرفیت بیشتری استفاده نمی کنند؟

این مقاله برای پاسخ به این سؤالات است. بگذارید در چهار موضوع اصلی ویرایش و تنظیم مجدد کنیم:

استراتژی؛ ترس و ناکامی؛ یادگیری واقعی؛ چگونه روش مدارس از کار می افتند.

1- این استراتژی با شیوه هایی که کودکان سعی می کنند برآورده کنند، یا خواسته هایی که بزرگسالان در مدرسه بر روی آنها انجام می دهند را برآورده می کنند.

2- ترس و ناکامی با تعامل کودکان ترس و شکست و تأثیر این امر بر استراتژی و یادگیری سروکار دارد.

3- یادگیری واقعی : با تفاوت بین آنچه کودکان به نظر می رسد می دانند یا از آنها انتظار می رود بدانند ، و آنچه واقعاً می دانند ، سروکار دارد.

4- چگونه مدارس فایل راه های تحقق استراتژی های بد را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد ، ترس کودکان را بالا می برد ، یادگیری را تولید می کند که معمولاً تکه تکه کننده ، تحریف شده و کوتاه مدت است و به طور کلی پاسخگوی نیاز واقعی کودکان نیست.

این چهار موضوع به وضوح منحصر به فرد نیستند.

آنها تمایل به همپوشانی و آمیخته شدن یکدیگر دارند.

آنها دراکثر موارد روشهای مختلفی برای مشاهده و تفکر درمورد برخورد و رفتار کودکان هستند.

 

شکست کودکان و راهکارهای آموزش برخورد کودک با شکست

 

سخن پایانی

باید روشن شود که این مقاله در مورد مدارس غیرمعمول بد یا کودکان عقب مانده نیست.

مدارسی که تجربیات آنها در اینجا اتفاق افتاده است

مدارس خصوصی با بالاترین استانداردها و شهرت هستند. با استثنائات بسیار اندک

کودکانی که کارشان شرح داده شده از نظر هوش بالاتر از حد متوسط ​​هستند

کودکانی که از نظر ظاهری ظاهری موفق و در راه رسیدن به مدارس و کالج های متوسطه “خوب” هستند.

دوستان و همکارانی که درک میکنند که من در مورد تأثیر مضر آموزش امروز بر شخصیت و عقل کودکان چه می گویم و کسانی که بیش از من از مدرسه بازدید کرده اند ، میگویند که مدارسی که حتی من ندیده ام موفق به حذف شکست نیست. کمی بهتر از مواردی که دارم ، و اغلب اوقات بدتر هم هست.

مقالات زیر میتواند برای شما جذاب باشد:

برای خواندن هر کدام از مقالات زیر کافی است روی نوشته های آبی کلیک کنید.

تقویت فن بیان کودکان با چک لیست های نکات گفتاری ابرکودک

آموزش کارآفرینی به کودکان با نکات و روشهای ابرکودک

عزت نفس در کودکان یک عامل مهم رشد و پرورش فرزندان

0
برچسب ها :
نویسندگان سایت اَبَرکودک
نوشته شده توسط نویسندگان سایت اَبَرکودک

دیدگاه شما

دوازده − 10 =

بدون دیدگاه