داستان مهربانی کردن _ داستانی برای مهربانی و محبت در کودکان

زمان تقریبی مطالعه 2 دقیقه
4.4/5 - (47 امتیاز)

داستان مهربانی کردن

✅هدف از قصه امشب مهربانی و محبت در کودکان هست. امیدواریم کودکان شما از این قصه ای که ابرکودک آماده کرده لذت ببرند.

شروع داستان مهربانی کردن:

روز خیلی گرمی بود ، سوسماری با بچه هاش در باتلاق کنار رودخونه زندگی میکردن و از گرمای هوا کلافه شده بودن. اونا به طرف رودخونه رفتن و تا توی آب رودخونه یه کمی خنک بشن ، بعد از اینکه تو رودخونه رفتن احساس بهتری پیدا کردن و از آب خنک لذت میبردن.
چند دقیقه بعد صدای وحشتناکی شنیده شد ، سوسمار به بچه هاش گفت: شکارچی ها دارن نزدیک ما میان و بهتره یه جایی قایم بشین ، بچه سوسمارها سریع دور شدن و یه جایی قایم شدن. شکارچی ها نزدیک رودخونه رسیدن ، یکی از شکارچیا که اسمش جانسون بود به دوستش هری گفت: میتونیم کیف و کفش خیلی خوبی از پوست این سوسمارا درست کنیم. هری گفت: امیدوارم امروز بتونیم سوسمار زیبایی شکار کنیم.
بعد از اون هر دو داخل رودخونه رفتن ، پاهای هری تو باتلاق گیر کرد و ته تفنگش رو در گل فرو کرد و میخواست از باتلاق بیرون بیاد ولی نمیتونست و هر چقد تلاش میکرد که از باتلاق بیرون بیاد بیشتر تو گل فرو میرفت. جانسون دست هری رو گرفت اما نتونست بهش کمک کنه و هری ترسیده بود و فریاد میزد. جانسون به این طرف و اون طرف دوید تا کمک بیاره اما فایده ای نداشت ، یه دفعه سوسمار به طرف هری اومد شاید طعمه و غذای خوبی برای بچه هاش پیدا کرده بود. سوسمار نزدیک تر شد و چند بار تنش رو داخل گل باتلاق فرو کرد و بیرون اومد ، هری پشت سوسمار بود و سوسمار به کنار باتلاق رفت و هری رو روی زمین گذاشت و دوباره داخل آبگیر رفت.
جانسون دوید و دوستش رو در آغوش گرفت و گفت: اون سوسمار نجاتت داد. هری و جانسون هر دو کنار هم ایستادن و دور شدن سوسمار رو نگاه کردن. هری تفنگش رو داخل باتلاق انداخت و گفت: دیگر هیچوقت هیچ حیوونی رو شکار نمیکنم. جانسون هم تفنگش رو توی باتلاق انداخت و گفت: منم دیگه به اینکار نیازی ندارم و با هم به سمت خونه هاشون برگشتن و تصمیم گرفتن که دیگه حیوونارو دوست داشته باشن و دیگه هیچوقت حیوونی رو شکار نکنن.

4.4/5 - (47 امتیاز)
0
برچسب ها :
نوشته شده توسط نویسندگان سایت اَبَرکودک
نویسندگان سایت اَبَرکودک سعی دارند با نوشتن مقالات ارزشمند شما عزیزان را در جهت تعلیم و تربیت فرزندانتان یاری کنند. برای اینکه با مدیر سایت ابرکودک آشنا شوید کافیه است اینجا کلیک کنید.

بدون دیدگاه