داستان طبیعت زیبا _ داستانی برای و نگهداری و محافظت از جنگل

زمان تقریبی مطالعه 2 دقیقه
4.3/5 - (292 امتیاز)

داستان طبیعت زیبا

✅هدف از قصه امشب نگهداری و محافظت از طبیعت هست. امیدواریم کودکان شما از این قصه ای که ابرکودک آماده کرده لذت ببرند.

شروع داستان طبیعت زیبا:

سهیل قرار بود جمعه به همراه پدر و مادرش و خانواده عمو مهدی به یکی از جنگل های از زیبا برای تفریح آخر هفته برن. جای قشنگی که قرار بود برن ، یه رودخونه از بین اون عبور میکرد و سهیل برای دیدن اون جای زیبا لحظه شماری میکرد.
بالاخره جمعه اومد و تمام وسایل ها رو آمده کرده بودن و سهیل هم توپ خودش رو برد تا بتونن اونجا والیبال بازی کنن. صبح زود حرکت کردن به سمت جنگل تا یه روز خوب رو داشته باشن و بهشون خوش بگذره ، وقتی رسیدن یه کمی پياده روی کردن تا به رودخونه برسن. میخواستن یه جا بشینن تا صبحانه بخورن که دیدن بطری ها و باقی مونده غذا های اطراف رودخونه ریخته شده بود و جایی برای نشستن باقی نمونده بود. دوست نداشتن اونجا بشینن به خاطر همین پیشنهاد کردن که از اونجا برن تا یه جای بهتر پیدا کنن اما دیدن که مسعود پسرعموی سهیل یه پلاستیکی بزرگ برداشته و با یه چوب شروع کرد به جمع کردن زباله ها و بقیه هم شروع کردن به کمک کردن برای جمع کردن زباله ها.
اولش سهیل دوست نداشت به خانوادش کمک کنه چون اون نبود که این آشغال ها رو ريخته باشه که الان باید جمع کنه ولی بعد دید که این کارش هم به نفع خودشه و هم طبیعت که با این کارش طبیعت رو قشنگ تر میکنه ، پس شروع کرد یه پلاستیک رو برداشت و به بقیه کمک کرد. بعد از تموم شدن کار ، همه از دیدن اون منظره زیبا واقعا خوشحال شدن و به هم کمک کردن و بساط صبحونه رو مهیا کردن و همونجا نشستن و از طبیعت زیبا لذت بردن و با هم والیبال بازی کردن و کلی بهشون خوش گذشت. سهیل موقع برگشتن به خونه با خودش فکر کرد که اگه هر کسی مواظب رفتار خودش باشه و با طبیعت با بیرحمی رفتار نکنه و زباله هارو بعد از تفریح کردن جمع کنه طبیعت زیباتر و دوست داشتنی تر ميشه و افراد دیگه هم میتونن از این طبیعت خدادادی استفاده کنن و لذت ببرن.

4.3/5 - (292 امتیاز)
3
برچسب ها :
نوشته شده توسط نویسندگان سایت اَبَرکودک
نویسندگان سایت اَبَرکودک سعی دارند با نوشتن مقالات ارزشمند شما عزیزان را در جهت تعلیم و تربیت فرزندانتان یاری کنند. برای اینکه با مدیر سایت ابرکودک آشنا شوید کافیه است اینجا کلیک کنید.

3 دیدگاه

  • سارا اسفندیاری
    2 سال پیش

    من همه ی قصه های شبانه را دنبال میکنم و خوندم. به نظرم یکم طولانی تر و جذاب تر باشه بهتره بخصوص قصه ی امشب اون جذابیت را نداشت. و در ضمن اشتباهی که توی این قصه بود اول داستان اسم سهیل را بردید و در آخر داستان با اسم فرید نتیجه گیری کردی.. بازم ممنون

    • متین
      8 ماه پیش

      عالییییییییییییییییییی

  • مهدی
    4 ماه پیش

    خيلی خوب