داستان تلاش پاندا _ داستانی برای ناامید نشدن و تلاش کردن

زمان تقریبی مطالعه 2 دقیقه
4.4/5 - (125 امتیاز)

داستان تلاش پاندا

✅هدف از قصه امشب ناامید نشدن و تلاش کردن هست. امیدواریم کودکان شما از این قصه ای که ابرکودک آماده کرده لذت ببرند.

شروع داستان تلاش پاندا :

یه روز صبح خرس پاندا از خواب بیدار شد و برای پیدا کردن غذا به راه افتاد اما هنوز یه کمی راه نرفته بود که توی یه گودال بزرگ افتاد. یه نگاهی به دور و برش انداخت و از دیدن دیوار های بلند گودال یه کمی ترسید ، تازه متوجه شد که تو دام شکارچی بدجنس افتاده.
شکارچی بدجنس چند وقتی بود که برای شکار خرس پاندا هر کاری انجام میداد ولی مثل اینکه این دفعه موفق شده بود خرس پاندا رو تو دام خودش گرفتار کنه. اون یه گودال بزرگ کنده بود و زیر علف ها پنهون کرده بود و حالا پاندای بیچاره توی اون گودال افتاده بود. پاندا اولش میخواست گریه کنه اما بعد که فکر کرد که با گریه کردن هیچی درست نميشه پس با خودش گفت به هر حال من یه خرسم و خرس ها همشون قوی و شجاعن ، اگه گریه کنم فقط وقتم تلف ميشه و شکارچی به زودی میاد و منو همراه خودش میبره. پاندا میدونست که شکارچی اگه اونو ببره دیگه هیچوقت نمیتونه بازی کنه و نمیتونه برای خودش غذا پیدا کنه و به خونش ببره و کناره این فکرا غم و غصه پاندا رو بیشتر میکرد. پاندا کوچولو شروع کرد به فریاد زدن و کمک خواستن ولی هر چی فریاد زد هیچکسی صدای اونرو نشنید ، پاندا یه کمی فکر کرد تا اینکه یه راه چارهایی به ذهنش رسید.
با خوشحالی از جا پرید و اطرافش رو خوب نگاه کرد ، اول به ذهنش رسید چیزی که به درد اون بخوره پیدا نميشه اما تیز بود و یه سنگ دیگه که مثل چکش محکمو سنگین بود و یه تیکه چوب هم پیدا کرد که مثله یه بیل صاف و بلند بود. پاندا با کمک سنگ و چوب رو دیوار گودال یه پله کوچیک درست کرد و پاشو روی اون گذاشت و بالا رفت و دوباره یک پله و یه پله دیگه. پاندا خیلی زحمت کشید و البته چند باری از روی پله ها افتاد اما ناامید نشد و بالاخره به لب گودال رسید و دستش و به بوته های روی زمین گرفت و خودشو بیرون کشید. یه دفعه دید شکارچی از دور داره به گودال نزدیک ميشه ، پاندا پا به فرار گذاشت و شکارچی دنبالش راه افتاد و چون حواسش نبود توی گودال خودش افتاد و پاش شکست. پاندا یه نفس تا پیش دوستاش دویید و با دیدن پاندا ، دوستاش خوشحال شدن و تا غروب بازی کردن و کلی بهشون خوش گذشت.

4.4/5 - (125 امتیاز)
2
برچسب ها :
نوشته شده توسط نویسندگان سایت اَبَرکودک
نویسندگان سایت اَبَرکودک سعی دارند با نوشتن مقالات ارزشمند شما عزیزان را در جهت تعلیم و تربیت فرزندانتان یاری کنند. برای اینکه با مدیر سایت ابرکودک آشنا شوید کافیه است اینجا کلیک کنید.

2 دیدگاه

  • مبین
    2 سال پیش

    داستانتون عالی بود

  • محیا رحمت
    5 ماه پیش

    سلام. تشکر از قصه قشنگ و آموزندتون