داستان بهترین هدیه تولد _ داستانی برای کمک کردن و همکاری

زمان تقریبی مطالعه 2 دقیقه
4.5/5 - (60 امتیاز)

داستان بهترین هدیه تولد

✅هدف از قصه امشب کمک کردن و همکاری در کودکان هست. امیدواریم کودکان شما از این قصه ای که ابرکودک آماده کرده لذت ببرند.

شروع داستان بهترین هدیه تولد:

روزی روزگاری یه پسری بود به نام کوشا که به همراه پدر و مادرش تو یه خونه زیبا زندگی میکردن. کوشا کوچولو جشن تولد رو خیلی دوست داشت. کوشا میدونست چند روز دیگر تولدشه برای همین تصمیم گرفت که به پدر و مادرش کمک کنه.
اون روز پدر وقتی از سرکار به خونه رسید چند تا بادکنک خرید و روی میز گذاشت و از مادر کوشا خواست تا برای جشن تولد کوشا اونا رو باد کنه. کوشا میدونست سر مادرش خیلی شلوغه و مادرش باید همه کارهای مربوط به جشن تولد رو انجام بده ، برای همین از مادر اجازه گرفت تا بادکنک ها رو خودش تنهایی باد کنه تا به مادرش کمک کرده باشه. وقتی پدر و مادرش برای خرید از خونه بیرون رفتن ، کوشا خیلی سریع تا موقعه ای که برگردن خونه رو مرتب کرد. کوشا میخواست برای تشکر از زحمت هایی که پدر و مادرش میکشن و کارهایی که انجام میدن به اونها کمک کنه و میدونست که جشن تولد یعنی اینکه یک سال بزرگتر شده و هر کسی که بزرگتر ميشه باید رفتار بهتری با اطرافیانش داشته باشه. وقتی پدر و مادر کوشا به خونه برگشتن متوجه شدن خونه تمیز و مرتب شده و بادکنک ها گوشه ای کنار هم چیده شده ، اول تعجب کردن و بعد از کوشا به خاطر اینکه بهشون کمک کرده و خونه رو تمیز و مرتب کرده آفرین گفتن و یک هدیه خوب به خاطر تولدش بهش دادن.
شب شد و دوستای کوشا کوچولو یکی یکی از راه رسیدن و هر کدوم برای کوشا یک هدیه آوردن. کوشا بعد از اینکه شمع های روی کیک رو فوت کرد ، هدیه هاش رو هم باز کرد و با خوشحالی از همه تشکر کرد. بعد از تموم شدن مراسم جشن تولد وقتی تموم مهمونا خداحافظی کردن و به خونه خودشون رفتن ، کوشا با اینکه خسته بود به مادر و پدرش در جمع کردن بشقاب ها و ظرف میوه و لیوان شربت و همه چیزهای دیگه کمک کرد و با دقت تمام هدیه هاش رو تو کمد خودش گذاشت. اون شب کوشا قبل از اینکه بخوابه با خودش احساس کرد که چقدر خوب ميشه که بچه ها همینطور که بزرگ میشن کارهای خوب و بزرگ هم انجام بدن. کارایی که هم باعث خوشحالی خودشون و هم باعث شاد کردن اطرافیانشون ميشه و چقدر پدر و مادر ها خوشحال میشن که بچه ها به اندازه ای که میتونن بهشون کمک کنن. از اون شب به بعد بود که کوشا تصمیم گرفت هر روز یک کار خوب انجام بده و شبها قبل از خواب با به یاد آوردن اون کار خوب احساس خوشحالی کنه.

4.5/5 - (60 امتیاز)
0
برچسب ها :
نوشته شده توسط نویسندگان سایت اَبَرکودک
نویسندگان سایت اَبَرکودک سعی دارند با نوشتن مقالات ارزشمند شما عزیزان را در جهت تعلیم و تربیت فرزندانتان یاری کنند. برای اینکه با مدیر سایت ابرکودک آشنا شوید کافیه است اینجا کلیک کنید.

بدون دیدگاه