داستان ببعی چاق و چله _ داستانی برای مشورت گرفتن و همکاری در کودکان

زمان تقریبی مطالعه 2 دقیقه
4.3/5 - (70 امتیاز)

داستان ببعی چاق و چله

 

✅هدف از قصه امشب مشورت گرفتن و همکاری در کودکان هست. امیدواریم کودکان شما از این قصه ای که ابرکودک آماده کرده لذت ببرند.

 

شروع داستان ببعی چاق و چله:

 

توی یه دهکده کوچیک چند تا گوسفند کوچولو با یه چوپان مهربون زندگی میکردن ، بین اونا یه گوسفند کوچیکی بود به نام ببعی. ببعی کوچولو عاشق غذا بود و تنها کاری که تو دنیا دوست داشت غذا خوردن بود و اونقدر غذا خورده بود که حسابی چاق و چله شده بود که حتی راه رفتن هم براش سخت شده بود. یه روز چوپان از پنجره خونه اش به گوسفنداش نگاه میکرد و دید ببعی نمیتونه به خوبی راه بره ، فکر کرد موهای گوسفند بلند شده که نمیتونه راه بره. برای همین تصمیم گرفت پشم های اون رو کوتاه کنه. فردای اون روز چوپان قیچی رو برداشت و به سمت طويله رفت. ببعی با دیدن قیچی پا به فرار گذاشت و دوید و دوید تا رسید به چاه آب و رفت روی لبه چاه ایستاد اما نتونست خودش رو کنترل کنه و روی دهنه چاه افتاد و همونجا گیر کرد. چوپان که این صحنه رو دید به سمت ببعی دوید ، ببعی بیچاره بین زمین و هوا گیر افتاده بود. چوپان مهربون نزدیک ببعی رفت و بر خلاف انتظار گوسفند کوچولو اونو نوازش کرد و گفت: آخه کوچولو چرا فرار کردی؟ و بعد ببعی رو بغل کرد و به سمت طویله برد.

بین گوسفندا یه گوسفند پیری بود که همه ازش حرف شنوی داشتن. اون نزدیک ببعی اومد و بهش گفت: با این کارت داشتی خودتو از بین میبردی ، خوب نیست که انقد زود قضاوت میکنی و زود تصمیم میگیری اگه یه اتفاقی می افتاد همه ما ناراحت میشدیم. گوسفندا باید هر سال پشم هاشون کوتاه باشه تا بدنشون نفس بکشه ، چوپان مهربون هم به خاطر ما این کار رو میکنه. وقتی پشم های گوسفند کوتاه باشه راحت تر میتونه بدو و راه بره و تابستون گرم رو براش قابل تحمل میکنه.

چند روز بعد چوپان دوباره به طویله اومد تا پشم گوسفندا رو کوتاه کنه ، گوسفندا همه به ترتیب ایستادن تا پشم هاشون رو کوتاه کنن اما ببعی دوباره میترسید و میلرزید. بالاخره نوبت به ببعی رسید و چوپان مهربون به آرومی اون رو گرفت و پشم هاش رو کوتاه کرد. بعد از این که کارش تمام شد همه پشم ها رو بسته بندی کرد و یه گوشه گذاشت. ببعی که خیلی تعجب کرده بود از دوستاش پرسید: پشم ها رو کجا میبرن؟ گوسفند پیر گفت: پشم های ما رو میبرن و برای مردم لباس های قشنگ میدوزن تا تو زمستون بتونن با اونا خودشون رو گرم نگه دارن. بعد از این که پشم های ببعی کوتاه شدن بازم نمیتونست به خوبی راه بره. چوپان به ببعی گفت که علتش اینه که اون زیادی چاق شده و بهتره که غذاش رو کمتر کنه تا مثله گوسفندای دیگه بتونه به راحتی راه بره و از محیط اطرافش همراه با گوسفندای دیگه لذت ببره. ببعی هم تصمیم گرفت که غذای کمتری بخوره تا مثله بقیه گوسفندا چابک و چالاک بشه و بتونه با دوستاش بیشتر بازی کنه.

4.3/5 - (70 امتیاز)
1
برچسب ها :
نوشته شده توسط نویسندگان سایت اَبَرکودک
نویسندگان سایت اَبَرکودک سعی دارند با نوشتن مقالات ارزشمند شما عزیزان را در جهت تعلیم و تربیت فرزندانتان یاری کنند. برای اینکه با مدیر سایت ابرکودک آشنا شوید کافیه است اینجا کلیک کنید.

یک دیدگاه

  • تارا
    2 سال پیش

    سلام وقتتون به خیر و سلامتی
    ممنون که قبول زحمت می کنید و قصه های هدفمند برای کودکان می گذارید.
    قبلا وقتی قصه ها استوری بود استفاده از آنها راحت نبود ولی الان خیلی بهتر شده…
    در ضمن با توجه به شرایط کنونی، در صورت امکان خواهشمندیم داستانهای( کارشناسی شده داخلی و خارجی ) را به داستانهای زیباتون بیفزایید..در حال حاضر مرجع قصه هامون پیج شماست و خوشحال می شیم اگه این امر اتفاق بیفته…
    از تمامی محبت های بی چشمداشتتون بسیار ممنون و سپاسگزاریم.